تاريخ : | | نویسنده : مدیر

موضوع: ترکیب بدنی در ورزشکاران:

ارزیابی و تخمین چربی

 

ترکیب بدنی در ورزشکاران

 

ارزیابی چاقی تخمین زده شده

با مطالعه و بررسی ترکیب بدن قصد داریم بدن و کیفیت آن را به صورت کمی نشان دهیم و وزن و توده های مختلف را به صورت عناصر اصلی جدا سازیم. وزن بدن به طور کلی متشکل از اندازه گیری قسمت های مختلف بدن و در نظر گرفتن وزن توده ی بدن است. ترکیب بدن در واقع عاملی است که می تواند بر عملکرد ورزشکار تأثیر بگذارد و به همین دلیل هم این عامل مورد توجه خاص ورزشکاران و مربیان است. این مقاله مروری بر مدلها و روشهای به کار رفته برای مطالعه ترکیبات بدن و تغییرات متفاوتی که در زمانهای مختلف مثل کودکی، نوجوانی و بزرگسالی در ترکیب بدن رخ می دهد است.

سطوح ترکیب بدن

تحقیق در مورد ترکیبات بدن به طور کلی از روشهای مختلف اندازه گیری بدست آمده و برای تخمین و اندازه گیری وزن بدن مناسب می باشد.

از اوایل سالهای 1980 پیشرفت قابل توجهی در زمینه  پیشرفت و بهبودی روشهای به کار رفته برای تخمین ترکیبات بدن انجام شده و بنابراین نهایتا تمامی عناصر بدن را می توان امروزه به خوبی اندازه گیری کرد. این پیشرفت باعث به وجود آمدن تغییراتی در مدلهای اندازه گیری توده بدن شده و می تواند چهارچوبی برای مطالعه ترکیبات بدن فراهم کند.

ترکیب بدن در سطوح مختلفی حاصل می شود، یک روش 5 سطحی می تواند راهنمای خوبی در زمینه ی اتمی ، مولکولی ، بافتی و کل بدن باشد. در نظر گرفتن عناصر شیمیایی در بدن نیز مهم است. 106 عنصر در طبیعت وجود دارند. حدود 50 نوع از آنها در بدن ما یافت می شود. با پیشرفت های بیشتر در زمینه علوم زیستی و شیمی همه ی این 50 نوع را می توان از نظر میزان اکسیژن،کربن، هیدروژن و نیتروژن بررسی نمود که در واقع این عناصر 95% توده بدن را

 می سازند. اضافه کردن 7 عنصر دیگر: سدیم، پتاسیم، فسفات، کلرید، کلسیم، منیزیم و سولفور توجیح کننده ی 5/99% بافتی عناصر تشکیل دهنده ی بدن می باشند.

سطوح مولکولی ترکیبات بدن، به طور کلی بر 4 یا 5 عنصر تأکید می کند:

آب، لیپید(چربی)، پروتئین، مواد معدنی و کربوهیدرات.

معادله ی توده ی بدن به این صورت است: توده ی بدن= آب+ پروتئین+ مواد معدنی+ چربی کربوهیدرات در مقادیر کمی از گلیکوژن قرار می گیرد، قسمت عمده ای از آن در کبد و ماهیچه های اسکلتی ذخیره می شود و معمولا در تخمین ترکیب بدنی مورد توجه قرار نمی گیرد. فرمول بکار رفته عبارتست از:

توده ی  بدن =آب+ پروتئین+ مواد معدنی+ چربی

بیشتر مواد معدنی در استخوانها وجود دارند، در حالی که مقدار کمی هم در بافتها دیده می شود. به طور کلی توزیع نسبی هر یک از این 4 عنصر تشکیل دهنده ی توده بدن از تحلیل های شیمیایی عناصر بدن مشتق می شود؛ اگرچه هر یک از آنها می تواند به طور جداگانه انداره گیری شود. در سطح سلولی، توده های بدن به عنوان توده هایی متشکل از سلولها و مواد خارج سلولی در نظر گرفته می شوند. توده های  سلولی بدن (BCM) با جریان مایعات درون سلولی و جامدات درون سلولی تعریف می شود و از نظر متابولیکی عامل فعال در بدن می باشد. روشهای موجود به ما اجازه ی اندازه گیری از مواد جامد سلولها را نمی دهد، مایعات خارج سلولی (ECF) و جامدات برون سلولی((ECSمتشکل از مواد خارجی سلولها هستند. مایعات خارجی اولیه در واقع مواد معدنی استخوانها و دیگر عناصر بافت های مربوطه هستند.Adipocytes  سلولهای چربی هستند؛ آنها چربی را ذخیره می کنند و شامل توده های چربی می شوند(FM).

معادله ی توده ی بدن: توده ی بدن =FM+ECS+ECF+BMC

مطالعه ترکیبات بدن در سطح بافتها برتوزیع بافت های خاص در توده های بدن دلالت دارد: ماهیجه های اسکلتی، سلول چربی، استخوان، خون، احشاء داخلی مثل روده و مغز.

ماهیچه ی اسکلتی، بافت چربی و بافت استخوانی در مطالعات سنتی مانند رادیوگرافی بیشتر مورد توجه و تمرکز بوده اند. روشها و تکنولوژی های جدید اجازه می دهند تا بهتر بتوانیم بافتهای اولیه را ( مانند محتوای مواد معدنی بافت استخوانی یا زیرپوستی در برابر بافت داخلی چربی) بررسی نماییم. ترکیب بدن در رابطه با کل بدن است ،پنجمین سطح ترکیب بدن کل بدن است یعنی اندازه، شکل، فیزیک و دیگر مشخصات آن. علم و مطالعه ی ترکیب بدن  در واقع ابزار اصلی برای تخمین اندازه و موقعیت پیکربندی و فیزیک بدن است، اگرچه روشهای عکس برداری نیز در این رابطه بکار گرفته شده است خصوصا برای مطالعه ی شکل و فیزیک بدن. شاخص توده ی بدن(BMI) ( وزن، قد، ضخامت زیر پوست)  احتمالا بیشترین نشانه های مطالعه ی ترکیب بدن به کار رفته در سطح ترکیبات بدن می باشد.

2 ویژگی اساسی دیگر در رابطه با ترکیب بدن، حجم و تراکم بدن است.

الگوهای ترکیب بدنی

2 الگوی ترکیبات بدن در واقع الگوی اصلی برای انتخاب توده های مختلف بدن و تقسیم آنها به بخشهای معنی دار و مشخص است.

 

 

مدل دو مولفه ای

دوالگوی اصلی، توده های بدن را به دو بخش تقسیم می کند.( توده ی بدون چربی FFMو توده چربی(FM).

معادله ی روبه رو به این صورت است: توده ی بدن=FFM+FM

اصطلاح توده ی بدون چربی معمولا بکار می رود اماFFM  مناسبتر است. توده های بدون چربی  شامل برخی چربی های ضروری می شود و یک مفهوم بیوشیمیایی است و بیشترین کاربرد را در تحقیقات روی ترکیبات بدن دارد. توده ی چربی یا FMمقدار بیشتری است و تحت تأثیر رژیم غذایی و تمرینات ورزشی می باشد. یک نقص مدل دو مولفه این است که ترکیب FFMدارای چند جزء است: آب، پروتئین و مینرال( استخوان ومینرال بافت نرم) و گلیکوژن.

مدل سه مولفه ای

این مدل شامل FM  و تقسیم FFMبه کل آب بدن(TBW) و توده های خشک بدون چربی(FFDM) می شود. معادله: توده ی بدن=TBW+FFDM+FM

آب بیشترین  و مهمترین عنصر در توده های بدن است  و بیشتر در بافت های بدون چربی دیده می شود.FFDMشامل پروتئین، گلیکوژن، و مینرال در بافنهای نرم واستخوان است.

مدل چهار مولفه ای

 با گسترش تکنیک ها و اندازه گیری های مواد معدنی استخوانها منطقی است که مدل چهار عنصری مدل مقدمی باشد.FFDMدر موادمعدنی استخوانها جزء بندی شده و رسوب کرده است.

معادله: توده ی بدن= کل آب بدن+ موادمعدنی استخوان+ توده ی چربی+ باقیمانده ی عناصر

 

مروری بر تحقیقات

 تمامی الگوها شاملFM  می شود و درواقع جنبه ای از ترکیبات بدن هستند که همواره مورد بیشترین توجه بوده اند.FMاضافی می تواند تأثیری منفی بر عملکرد فیزیکی داشته باشد و اغلب مربیان آن را به عنوان یک عامل محدود کننده در نظر می گیرد. چاقی زیاد نیز عامل خطرناکی وابسته به چندین بیماری به حساب می آید. FMاگرچه اغلب یک مولفه ترکیب بدن تلقی

می شود ناهمگون است. چربی یا لیپید به لیپیدهای ضروری یا غیرضروری تقسیم می شود. لیپیدهای ضروری،عناصر حیاتی برای سلول ها هستند و در واقع برای انجام اعمال فیزیکی ، بدن به آن ها نیاز دارد و10% از کل چربی های بدن را تشکیل می دهند. 90%از کل چربی های بدن غیر ضروری هستند آنها تری گلیسیرید نامیده می شوند و منبع تولید انرژی محسوب می شوند. میزان کمی از چربی های ضروری بدن معمولا در تخمین ترکیبات بدن در نظر گرفته نمی شود. ومعمولا گروه بندی شده با مولفه باقی مانده یا باFM، وابسته به الگو و روش ارزیابی است.FFMتاحد زیادی با اندازه کلی بدن رابطه مستقیم دارد. جزبندی کردن FFMبه قسمت های کوچک چندین مشکل دارد . اندازه گیری هرمولفه خطاهایی دارد و چندین مولفه در یک الگو شانس خطا را افزایش می دهد. روش های موجود برای اندازه گیری TBWپتاسیم ، کلسیم و سدیم ، هر کدام شامل برخی خطاهای وابسته می شوند. زمان اندازه گیری این ویژگی ها باید بر اساس مصلحت به مولفه ترکیب بدن تبدیل شود. انتقال ویژگی های اندازه گیری شده وتبدیل آن به عناصر از نظر اطلاعات ریاضی مهم است و به صورت فرضیه بیان می شود. الگوهای چند مولفه ای افزایشی هستند.  فرض بر این است که اندازه گیری جداگانه ویژ گی ها می تواند درستی تخمین را افزایش دهد. بنابراین اندازه گیری ترکیبات بدن تخمینی از ترکیبات بدن است. روش های مختلف اندازه گیری ترکیبات بدن برای افراد بزرگسال در نظرگرفته شده است. میزان هر یک از عناصر تشکیل دهنده بدن در طول روند رشد و رسیدن به بلوغ و دوران پیری متغیر است. ورزش وتغذیه مناسب می تواند در حد نرمال قراردادن این عناصر تاثیرگذار باشد.

روش هایی برای تخمین ترکیبات بدن:

این روش ها معمولا فرضیات و اندازه گیری های موجود بر اساس بدن افراد غیر ورزشکار نوشته و ارائه شده اند وبه کار بردن آن ها برای افراد ورزشکار و کودکان ونوجوانان ممکن است با خطا همراه باشد. 3 روش برای اندازه گیری وجوددارد:

اندازه گیری تراکم بدن(DBTBWو غلظت پتاسیم . میزان جذب اشعه ایکس (DXA)و تحلیل های بیوالکتریکی (BIA) هم شرح داده شده است. علم مطالعه ی ترکیب بدن مناسب کم بیان شده است.

تراکم بدن و چگالی سنجی

تراکم، حجم هر واحد از بدن است. تراکم بافت های خاص متفاوت است. تراکم بافت بدون چربی ، بیشتر از آب و بافت چربی است. تراکم با چربی بدن رابطه ی معکوس دارد. بافت چربی زیادتر تراکم کمتری در بدن دارد. اندازه گیری تراکم بدن به ما این اجازه را می دهد که درصد توده ی چربی را تخمین بزنیم.(درصد چربی).معمولترین روش برای اندازه گیری تراکم بدن وزنی است که در زیر آب اندازه می گیریم.اما از تکنیک گاز هلیوم و هوا هم می توان استفاده کرد.2 فرمول اصلی برای تبدیل تراکم بدن به درصد چربی:

درصد چربی=4.570/Db-4.142[5]    &    درصدچربی=4.950/Db-4.500[6]

این فرمول وفرضیات برای افراد بزرگسال درنظر گرفته می شود. این 2 معادله درصد چربی بدن را برای افراد مختلف نشان می دهد به جز افراد خیلی چاق یا لاغر. تخمین درصد چربی  براساس فرضی است که تراکم چربی و مولفه ی بدون چربی شناخته شده اندو ثابت می باشند، و افراد بالغ در ترکیبات بدن برابر هستند به استثنای نسبت های متفاوت چربی بدن. نسبت ها و میزان ترکیبات  شیمیایی عناصر مختلفFFMبا رسیدن به بلوغ تغییر می کند، به علاوه تفاوتهای فردی را نباید نادیده بگیریم.

درصد چربی بدن ضربدر توده ی بدن= FM

توده ی بدن-FM=FFM

کل آب بدن-مایعات سنجی

آب بیشترین عنصر بدن است که بین 55% تا 65% از کل توده ی بدن را دربرمی گیرد. در مردان جوان درحالت نرمال بوده ودر زنان این مقدار کمتر است. TBW  در مرد جوان 70 کیلویی می تواند دامنه ای از 38 تا 45 کیلوگرم از وزن آب بدن را تشکیل دهد. آب بدن باید نرمال باشد. این مقدار در طول یک روز براساس میزان جذب مایعات و سطح فعالیت فیزیکی (مخصوصا ورزشهای قدرتی) تغییر می کند. همچنین با نداشتن خوراک کافی و پروتئین لازم و چاقی زیاد تفاوتهای زیادی دارد. بیشتر آب بدن در بافت بدون چربی وجود دارد.آب تقریبا شامل 72% تا 74% FFMرا در افراد بزرگسال با وزن نرمال را شامل می شود. گرچه تخمین زده شده که محتوی آب FFMبین 67% تا 74% هم تفاوت دارد. در مقابل، بافت چربی نسبتا بدون آب است و شامل مقدار کمی آب حدود20% می باشد. اندازه گیری TBWتخمین FFMرا فراهم کرده است. این فرآیند براساس 2 اصل محلول ایزوتوپ است و ما را قادر می سازد تا حجم کل توده ی بدن را اندازه گیری کنیم. 3 نوع ایزوتوپ برای اندازه گیریTBWبه کار می روند: deuterated water(h2, deuterium), tritiated water(3h, tritium)&18O-labeled water

 TBWرا معمولا صبح ها یعنی زمانی که فرد در فاصله ی شب تا صبح چیزی نخورده باشد، اندازه گیری می کنند. می توان زمانی را حدود 2 تا 4 ساعت برای تنظیم آب بدن براساس ایزوتوپ در نظر گرفت.غلظت ایزوتوپ را در سرم، ادرار یا بزاق دهان اندازه گیری می کنند.  با این فرض که درصد آب در FFM  در بزرگسالان ثابت باشد.FFM=TBW/0.732&

 FM=Body mass-FFM

TBWرا می توان به آب درون سلولی(ICW) و برون سلولی(ECW) تقسیم کرد. تخمین ICWوECWدر مردان جوان حدود 57% و 43% می باشد. ECWمعمولا با همان میزان ایزوتوپ مانند TBWبا کلرید یا بروماید به عنوان ایزوتوپ اندازه گیری می شود .   ECW   اساسا متشکل از آب در حمایت از برخی بافتهای انتقالی می باشد: پلاسما، بافت اتصالی متراکم( تاندون ، غضروف، استخوان) ، لنف و مایعات انتقال دهنده ی سلولی( مایعات نخاعی، مایعات مفاصل).

 ICWتا حد زیادی مربوط به توده های ماهیچه های اسکلتی می شود اما منحصرا متشکل از آن نیست.

 ICW=TBW-ECW

 پتاسیم بدن با در نظر گرفتن کل بدن

پتاسیم اساسا در بافتهای ماهیچه ای اسکلتی دیده می شود. اندازه گیری غلطت پتاسیم بدن می تواند میزان FFMرا تخمین بزند. این کار با اندازه گیری پتاسیم 40 که یک ایزوتوپ معمول پتاسیم است و توجیه کننده ی 0118/0% از پتاسیم معمول در بدن انسان می باشد، سنجیده می شود. غلظت پتاسیم 40 به وسیله ی ردیابهایی با حساسیت زیاد اندازه گیری می شود و شمارنده های دقیق بدن ، که اشعه ی گاما را اندازه گیری میکنند عموما با پتاسیم همراه هستند. در زنان و مردان میزان ایزوتوپ پتاسیم متفاوت است.

FFM=mEq k/68.1 in males                             FFM=mEq k/64.2 in females

FM=body mass-FFM

 مطالعات جدید نشان می دهد که تفاوت در محتوای پتاسیم FFMوجود دارد. میزان کل پتاسیم بدن در هر بخشFFMبا افزایش سن در بزرگسالی کاهش پیدا می کند ودر سفیدپوستان وسیاه پوستان نیز متفاوت است.

جذب سنجی دوگانه ی اشعه ی ایکس

DXA برای اندازه گیری مواد معدنی در استخوانها و بافتهای نرم بدن بکار می رود. این روش توسط تماس ناچیز اشعه و اسکن کل بدن صورت می گیرد.  بخش DXAرا با گذراندن اشعه از بافتهای مختلف اندازه می گیرند. میزان کمی از این اشعه توسط اتمها در مواد معدنی موجود در استخوان وبافتهای نرم جذب شده و در طول اسکن ثبت می شود. ابزار DXAباید به یک کامپیوتر مناسب وصل باشد تا بتواند تخمین هایی را در مورد میزان مواد معدنی وبافت های بدون چربی برای ما ثبت کند. همچنین این الگوریتم ها می توانند بدن را به بخش های اتمی مختلف مانند دست ، پا، سر و تن تقسیم کنند تا بتوان ترکیبات بخش های مختلف بدن را تخمین بزنیم.

تحلیل های بیو الکتریکی

این روش تخمین ترکیب بدن از BIAبراین حقیقت استوار است که بافت های بدون چربی میزان الکترولیت و محتوای آب بیشتری نسبت به چربی دارند. این تفاوت در میزان محتوای الکترولیت می تواند به تخمین FFMاز روی بزرگی و میزان رسانای الکتریکی بدن و جریانهای الکتریکی مشخص شود. از قوزک پا شروع و به پوست معمولا مچ می رسد.FFMمقاومت کم و رسانایی بالایی دارد در حالیکه FMمقاومت بالا و رسانایی کمی دارد.BIAاز یک جریان الکتریکی مشخص استفاده می کند که الکترودهایی را روی قوزک پا قرار می دهند، این جریان به بدن تزریق می شود  از بدن گذشته وتوسط ولتاژ الکترود های حسی در مچ اندازه گیری می شود. میزان ولتاژ در جریان، مقاومت است. میزان این جریان در ارتباط با شکل ، حجم و طول بدن است که هادی جریان به حساب می آید. از آنجایی که این میزان با هندسه ی بدن مطابقت دارد، تفاوت در شکل بدن ممکن است عاملی برای بکارگیری BIAباشد.BIAاین ولتاژ را برای مسیر گذر از قوزک پا تا مچ اندازه گیری می کند این مقاومت معمولا به TBWتبدیل شده وبه صورت تخمینFFMتغییر می یابد. معادله ی بکار رفته برای تبدیل میزان مقاومت بهTBWمعمولا شامل ساختارهای زیر می شود.

چندین نوع از واحدهای BIAدر دسترس تجاری برای استفاده موجود هستند و تفاوتهایی بین واحدها وجود دارد. آنها قابل حمل ( به اندازه ی یک کیف) بوده و نسبتا گران هستند.BIA  مناسب و سریع است. این یافته ها کاربرد تخمین ترکیب بدنی را افزایش می دهد. با دیگر روشها، BIAفرض های اصولی زیادی برای تنوع دارد.

سنجش و اندازه گیری بدن

 استفاده از این روش برای تخمین ترکیب بدن، تاریخچه ای طولانی دارد. اندازه گیری چربی زیر پوست اغلب برای تخمین Dbو پیش بینی های بعدی بکار می رود که برای تخمین درصد چربی، تعدیل شده است و شامل اندازه گیری های قد، محیط دور بدن و اندامها و پهنای اسکلتی

 می شود. بیشتر اندازه گیری ها براساس بدن افراد بزرگسال غیرورزشکار و چند تای دیگر برای بچه ها و نوجوانان پایه ریزی شده است. اما می توان آن را در مورد افراد ورزشکار با کمی تغییر تعمیم داد. خطاهایی نیز در این اندازه گیری ها وجود دارد. خطای استاندارد در پیش بینی تراکم بدن دامنه ای بین 2 تا 5 درصد دارد.( برای مطالعه ی  بیشتر در مورد خطا ها به مالینا، سان و... مراجعه کنید.)

اخیرا BMIیک روش مورد استفاده ی سریع ارزیابی ترکیب بدن ورزشکاران است.BMIبه صورت گسترده برای بررسی و مطالعه ی بیماریهای اپیدمی و وزن در بزرگسالان کمبود وزن، اضافه وزن، چاقی و.... بکار می رود. همبستگی هایی بین BMI,FFM,FMدر جوانان مشابه است و نشان می دهد که BMIنشانگر سنگینی و وزن بدن است وبطور غیر مستقیم با چاقی در ارتباط است.

کاربرد

این روش می تواند تخمینی را در مورد FFMوFMارائه دهد. یک مدل 3 عاملی همزمان  Dbو TBWبرای تخمین چربی بدن به درصد است و مدل 4 عنصری که شامل DbوTBWو مواد معدنی استخوانهای کل بدن برای تخمین چربی به درصد بکار می رود. مدلهای چند عنصری این مزیت را دارند که تخمین ها با دقت بیشتری انجام شود. از جمله محدودیت های این روشها این است که قابلیت اندازه گیری و کاربرد را در خارج از محیط آزمایشگاه یا کلینیک را ندارند.

بیشتر داده های موجود برای اندازه گیری بدن ورزشکاران از مدل 2 عنصری استفاده می کنند. فرضیات و اندازه گیری ها اغلب برای غیر ورزشکاران در نظر گرفته شده اند. تخمین میزان چربی براساس تراکم چربی ودر بافتهای حاوی چربی و بافتهای بدون چربی ثابت می شود.

FFMاز TBWاندازه گیری می شود وk40براساس این فرض است که آب و محتوای پتاسیم FFMثابت است. همچنین تراکم چربی در بافتهای بدون چربی، محتوی آب و پتاسیم، FFM  در کودکان، بزرگسالان و نوجوانان یکسان می باشد.

یک مسئله ی مهم در رشد و رسیدن به بلوغ افراد، سنی است که در آن تراکم بافتهای بزرگسالان، میزان آب بدنشان و غلظت پتاسیم FFMحاصل می شود.BIAکاربرد بیشتری دارد. این روش برای توصیف ترکیبات بدن مفید است اما با خطا همراه است و این مسئله کاربرد آن را محدودتر می کند.BIAتحت تأثیر موقعیتHydration(ترکیب با آب) قرار دارد و نسبت به تغییرات الکترولیت ها و جریانات حساس است.

DXAو کل اندازه گیری های مواد معدنی موجود در استخوانهای بدن در یک مدل 4 عاملی برای افزایش دقت تخمین های بدن به کار میرود. برای اندازه گیری دقیق ما به DbوTBWو مواد معدنی نیاز داریم و مشخص نیست که آیا زمان یا هزینه های بکار رفته بتوانند دقت تخمین های انجام شده در مورد ترکیبات بدن را بهبود ببخشند. DXAبرای تخمین FFMو درصد چربی به کار می رود.

یک مسئله ی مهم در مطالعه ی ترکیبات بدن، اعتبار تحقیقات است، اینکه چگونه و تا چه حد یک روش می تواند عناصر خاص ترکیبات بدن را تخمین زده  با آن می توان ترکیبات بدن را تخمین زد. سؤال بعدی اینکه آیا روشهای تخمین یکسانی در مورد FFMو FMو درصد چربی وجود دارد؟

ارزیابی محتوای معدنی استخوانها یک روش گران قیمت است. با این حال این هزینه ی بالا، با درنظر گرفتن افزایش دقت در اندازه گیری ترکیب بدن توجیه پذیر و لازم است.

بلوغ شیمیایی

اگر این روشها برای اندازه گیری ترکیبات بدن افراد از جمله ورزشکاران به کار روند بسیار مهم خواهد بود که مقادیر اولیه ی FFMو سایر موارد در زمان رشد چه مقدار خواهد بود؟ زمانی که این مقادیر را بدست می آوریم، بلوغ شیمیایی بدست می آید. مفهوم بلوغ شیمیایی اولین بار توسط ((مولتون)) مطرح شد. بلوغ شیمیایی یعنی نقطه ای که درآن میزان تراکم آب، پروتئین و نمک در سلولهای بدون چربی ثابت باشد. در بلوغ، تقریبا در 2 هفته ی اول، توزیع نسبی آب توده های بدن کاهش می یابد و میزان جامدات و مواد پروتئینی، مواد معدنی و چربی در توده های بدن افزایش می یابد.

·        ترکیبات تخمین زده شده ی FFMاز اواخر کودکی تا بزرگسالی در افراد در جدول 2 به طور خلاصه آمده است.

·        میزان تراکم عناصر بدن در زنان  و مردان متفاوت است. این تفاوت نشان دهنده ی تفاوتهای جنسیتی در ماهیچه ها ، توده های استخوانی و مواد معدنی است. میزان مواد معدنی FFMدر مردان از5.4%  در 10 سالگی تا6.6%  در 17 تا 20 سالگی افزایش می یابد. یعنی یک افزایش 1.2%. در زنان این افزایش کمتر است. نتایج آزمایش در افراد مختلف تفاوت جزیی دارد واز یک آزمایشگاه تا آزمایشگاه دیگری متفاوت است.

 

 

تغییر در تراکم بدن، کل آب بدن و کل پتاسیم بدن در حال رشد

TBWو پتاسیم کل بدن که هر دو اساسا از بافتهای بدون چربی بدست می آید. پتاسیم کل بدن در مردان بیش از زنان است. Dbالگوی رشد متفاوتی دارد. در مردان حدود 8 تا 10 ساله کاهش می یابد اما در 16 تا 17 سالگی دوباره افزایش پیدا می کند. در زنان Dbاز حدود 8 تا 11 سالگی کاهش و سپس در 14 سالگی ثابت می شود. هر دو جنسیت نشان دهنده ی  کاهش کمی در میزان Dbدر بزرگسالی هستند. Dbبطور معکوس با محتوای چربی بدن در ارتباط است.

رشد توده های بدون چربی،  توده ی چربی و درصد توده ی بدن

الگوهای رشد FFMو FMو درصد چربی از اواخر کودکی تا بزرگسالی در اینجا توصیف شده اند. الگوی رشد را براساس قد و وزن در نظر می گیرند. تفاوت در زنان و مردان در خصوص توده های بدون چربی ، در سنین کودکی کم است اما در بزرگسالی افزایش می یابد. در بزرگسالی مردان به طور متوسط  FFMحدود 1.5 برابر بیش از زنان دارند. میزان  FFMزنان جوان حدود70% مردان است. مردان توده های ماهیچه ای بیشتری دارند. تفاوتهای جنسیتی زمانی که FFMرا نسبت به قد می سنجیم در اواخر کودکی کم است اما بعد از 14 سالگی، مردانFFMبیشتری را برای زمانیکه قد یکسانی با زنان دارند نشان می دهند. درصد چربی تخمین زده شده در زنان در اواخر کودکی بیش از مردان است. در طول بزرگسالی مانند درصد FMبا همان میزان افزایش می یابد. این اطلاعات بدست آمده که از افراد بین 8 سال تا 23 سالگی بدست آمده اند. پس می توانیم بگوییم مردان 2 برابر FFMبیشتری نسبت به زنان در بزرگسالی نشان دادند و زنان 2 برابر FMبیشتری را نسبت به مردان در بزرگسالی نشان دادند. در نتیجه چربی در بزرگسالی در مردان کاهش و در زنان افزایش می یابد.

میزان رشد قد در بالاترین حد(PHV) در افراد ، در 12 و 14 سالگی در آمریکای شمالی و اروپا ، در زنان و مردان گرفته و ثبت شد. اگر هر طرف PHVرا یک سال فرض کنیم فاصله بین 11 تا 13 سالگی در دختران 13 تا 15 سالگی در پسران، می تواند تغییرات ترکیبات بدن را فراهم کند. جدول 4 فاصله ی بین  رشد ماکزیمم نسبت به قد و توجیه کننده ی 40 درصد از میزان FFMو FMبدست آمده ی کلی در بزرگسالی است.

با مطالعه بر روی پسران ورزشکار چکسلواکی مشخص شد که آنها در جوانی کاهش قابل توجهی در میزان چربی بدن خود را نشان می دهند. در یک تحلیل جداگانه در بزرگسالی از نظر محتوای مواد معدنی استخوانهای بدن به طور متوسط، میزان BMCبدست آمده  در پسران بیشتر بود(93+_407g/y) نسبت به دختران(67+_325g/y) اوج و افزایش این مقدارها در بزرگسالی دیده می شود  واین نشان می دهد که رشد بزرگسالان از لحاظ مواد معدنی استخوانها تا حد زیادی در ارتباط با بلوغ جنسیتی است.

ترکیبات بدن ورزشکاران

مهم است که بدانیم چرا  عناصر مختلف بدن با افزایش سن، بلوغ، جنسیت متفاوت است. به همین دلیل تأثیر آموزش منظم و ورزش را بر ترکیبات بدن می سنجیم. بسیاری از مبحث های موجود در مورد ترکیبات بدن ورزشکاران، نسبتا بر چاقی احتمالی و میزان آن تکیه دارد. در زنان بارسیدن به سن بلوغ ما با بی نظمی قاعدگی و ناهنجاری در گوارش و افزایش چاقی روبه رو هستیم که این عوامل در ورزشکاران کنترل می شود. کنترل وزنی که در زنان است به دلیل فعالیت های ورزشی، به آنها در داشتن سلامتی بیشتر کمک می کند. در مردان میزان سطوح چربی را مورد مطالعه قرار می دهیم و تأثیر ورزش را در بدن آنها اندازه گیری و بررسی می کنیم.

 

ورزشکاران جوان

ترکیب بدن ورزشکاران جوان، تحت تأثیر رشد وبلوغ آنهاست. با در نظر گرفتن برخی استثناها، می توان گفت که ورزشکاران جوان در هر دو جنس در بالاترین میزان رشد قد و توده ی بدن قرار دارند. برخی استثناها در اسکیت بازها و ژیمناست ها دیده می شود. ورزشکاران مرد جوان بلوغ زودتری دارند. بلوغ اولیه در مردان در ارتباط با اندازه ی بیشترFFM، قدرت بیشتر و درصد چربی کمتر است. افزایش قدرت بدنی برای آنها یک امتیاز محسوب می شود. زنان ورزشکار حرفه ای بلوغ دیرتری را نسبت به همسالان خود دارند ودر نتیجه فیزیک بالاتر و درصد چربی پائین تر باعث بهبود عملکرد آنها می شود. البته باید تفاوتهای فردی را مهم دانست. همانطور که گفتیم میزان چاقی زیاد، می تواند تأثیری منفی بر عملکرد ورزشکارانی که به فعالیت هایی که به تحرک بیشتری نیاز دارند، می پردازند، بگذارد. مانند دویدن، پریدن و... در مقابل فعالیت هایی مثل پرتاب دیسک و تیراندازی.

مربیان و ورزشکاران جوان اغلب بر کنترل وزن چاقی تأکید دارند. تخمین میزان چربی نسبی جوانان در ورزشهای مختلف نسبت به داده های دیگر افراد غیر ورزشکار سنجیده می شود. تخمین ها را براساس میزان تراکم بدن می زنند.با در نظر گرفتن استثناها، به طور کلی ورزشکاران مرد درصد چربی کمتری را نسبت به افراد غیر ورزشکار هم سال دارند.

در مقابل در صد چربی در ورزشکاران زن به طور منطقی در بزرگسالی پایدار است، اما با افزایش سن ثابت می ماند. پس می توان گفت زنان درصد چربی بیشتری دارند. ولی این میزان در افراد ورزشکار در بزرگسالی ثابت است در حالیکه در افراد عادی با افزایش سن زیاد می شود.

 

 

ورزشکاران جوان بالغ

درصد چربی تخمین زده شده در افراد ورزشکار جوان زن و مرد در ورزشهای متعدد، در جدول 5 و 6 آمده است. بیشتر داده ها براساس تراکم بدن و وزن بدن داده شده است.اندازه هایی نیز از ورزشکاران  مرد هلندی در سطح ملی و زنان ورزشکار در دانشکده های آمریکایی در بخش 7 و 8 آمده است.

درصد چربی زنان بیشتر از مردان است. تفاوتهای موجود در محتوای مواد معدنی استخوانها در بین آمریکائیهای سیاه پوست و سفید پوست اندازه گیری و ثبت شد. زنان سیاه پوست توده های ماهیچه اسکلتی بزرگتری را نسبت به زنان هم سال سفیدپوست خود داشتند. حالت قاعدگی یکسان است. تفاوت در قسمت فوقانی بدن بیشتر از قسمت تحتانی نمایان است. در پاها این مقایسه تقریبا برابر است، اما توده های ماهیچه های اسکلتی پاها کمی بزرگتر از سفیدپوستان است. طول بازوی بزرگتری نیز دارند. درصد چربی تخمین زده شده در ورزشکاران فوتبالیست در سیاه پوستان کمتر از سفیدپوستان است.

ورزشکاران جوان و بالغ دومیدانی

داده هایی که در مورد ترکیب بدن و فیزیک ورزشکاران دو میدانی به دست آمده و تحقیقات انجام گرفته در مورد آنها بیشتر از سایر ورزشکاران است و می تواند در 4 ایده ی کلی خلاصه شود:

1-    شناسایی استعداد و انتخاب افراد

2-    علاقه به رشدو ترکیب بدن و ویژگی های اصلی ورزشکاران جوان

3-    رواج دویدن در مسافت های زیاد در کودکان وبزرگسالان

4-    علاقه به شکل قیاسی و رقابتی ورزشکاران

 این داده ها اغلب بر اساس تخمین درصد چربی وDbمی باشد. میانگین درصد چربی در تصاویر 2،3،4 به طور خلاصه آمده است به خصوص در مورد دوندگان دوی ماراتن و ورزشهای پرتابی.

این تخمین ها براساس پرش و پرتاب دیسک نیست. بیشتر نمونه های ورزشکاران پرش از مانع و دوی سرعت ممکن است درصد چربی کمتری از اوایل جوانی تا اواخر آن را نشان دهد.

در مقابل در ورزشکاران زن درصدچربی ثابت می ماند و هیچ تغییری نمی کند . در ورزشکاران استقامتی، ورزشکاران درصد چربی کمتری را نشان می دهند. تخمین درصد چربی در ورزشکاران پرشی بسیار کمتر از کسانی است که وزنه پرتاب می کنند، بطور معمول درصد چربی با افزایش سن کاهش می یابد. با مقاله ای که بین زنان و مردان ورزشکار پرشی با زنان و مردان ورزشکاری که پرتاب وزنه می کردند صورت گرفت، مشخص شد که پرش کاران در صد چربی کمتری را نسبت به پرتاب وزنه ای ها داشتند که شاید این عامل منعکس کننده ی حجم بیشتر توده های آنهاست.

با روشهای موجود برای سنجیدن درصد چربی بین بزرگسالان دومیدانی کار 2 نکته باید مورد توجه قرار گیرد: اولا، کاهش در صد چربی که به همراه رشد و بلوغ جنسی در مردان رخ می دهد.

 ثانیا، کاهش درصد چربی در ارتباط با آموزش های منظم.

زنان دو میدانی کار درصد چربی کمتری را نسبت به سایر ورزشکاران نشان می دهند. این در صد چربی در ورزشکارانی که در مسافتهای طولانی می دوند، بسیار پائین تر است.

 

 

ورزش کشتی

اندازه ی بدن ، وزن و کاهش آن در کشتی بسیار مهم است. مربیان همه ی راهنماییهایی را به ورزشکاران در خصوص حداقل وزن و قوانین وزن می دهند:

هر ورزشکار باید از یک برنامه ی مدیریت وزن استفاده کند. میزان چربی بدن نباید در مردان کمتر از 7 درصد و زنان کمتر از 12 درصد ارزیابی شود و برنامه ی کاهش وزن باید فراتر از 5/1 در صد در هفته نرود.

دانشکده ی آمریکایی علوم ورزشی توصیه های زیر را به کشتی گیران جوان می دهد:

ترکیب بدنی هر کشتی گیر قبل از هر فصل با روشهای معتبر اندازه گیری شود. ورزشکاران 16 سال و جوانتری که چربی کمتراز 7/0 درصد و بالاتر از 16 سال که چربی زیر 5/0 درصد دارند باید از داروهای پزشکی استفاده کنند تا اجازه ی رقابت داشته باشند.کشتی گیران زن به حداقل 12 تا 14 درصد چربی احتیاج دارند. از 5 درصد چربی به عنوان حداقل چربی مجاز استفاده می شود. یک روش کلیدی برای دادن توصیه، توجه به تخمینات از ترکیبات بدن است. در یکی از چند تحقیق انجام شده درصد چربی در 3 نقطه اندازه گیری شد:9.9-+0.5% & 8.0-+0.7% & 12.3-+0.8%

تخمین ها بسیار کوچک بودند و باید آنها را در زمان رشد و بلوغ در نظر گرفت. اگرچه توده های بدن از اوائل فصل تا اواخر آن کاهش می یابد و بعد از فصل افزایش، رشد خطی و بلوغ اسکلتی و هورمونهای مربوط به رشد تحت تأثیر قرار نمی گیرند.

توده های چربی قبل از فصل:71.5-+10.4 kgتا 74.0-+11.1kg

 

 

آموزش و ترکیب بدن

هر بدنی نیازمند آموزش های منظم و تمرین است. افزایش FFMکه در بزرگسالی مشاهده می شود؛ دامنه ای از 11 تا 17 سال دارد و به نظر می رسد نشان دهنده ی افزایش میزان رشد بیش از حد نرمال می شود.با مشاهدات و مطالعات انجام گرفته بر روی پسران 11 تا 13 سال که تحت تعلیم 5 ماهه قرار گرفتند، مشخص شد FFMدر پسران بلوغ یافته مشاهده می شود. مشاهدات مربوط برای دختران بسیار محدود است. یک برنامه 30 دقیقه ای از فعالیت های هوازی وقدرتی به صورت 3 بار در هفته به مدت 10 ماه برگزار شد( در مورد دختران 9 تا 10 ساله) و میزان FFMوFMآنها افزایش داشت.

تحقیقاتی که تغییرات را در ترکیبات بدن در ارتباط با آموزش در بزرگسالان مقایسه می کند عموما میانگین FFMرا قبل و بعد از تمرین و در صد چربی را در این زمانها اندازه گیری می کند. با استفاده از داده های گزارش شده توسط ویلمور ، تفاوتهایی بین روشهای قبل و بعد تمرین در 10مطالعه انجام شده روی مردان 18 تا 23 ساله که دامنه ی0.2 KG-تا 1.4KGبرای FFMداشت و برای زنان 18 تا 23 ساله -1.7KGتا 1.5KGبرای FFMداشت. سوال پیش آمده در اینجا این است که چه مقدار آموزش و تمرین برای حفظ تغییرات در ترکیبات بدن لازم است؟

 

تفاوتهای فصلی در ترکیبات بدن ورزشکاران

مسأله  دیگر ارتباط با تمرین و تغییرات در ترکیبات بدن ورزشکاران  در طی یک فصل مسابقه است. این بررسی در 15 شناگر زن که ترکیب بدنی نامناسبی داشتند در یک فصل رقابتی بررسی شد.اکتبر، دسامبر و  مارس تمرینهایی که تأکید بر وزن داشتند با تأکید بر تعداد و دفعات فعالیت ، پیش از تعلیم شنا در اوایل فصل انجام می شود. کاهش توده های بدن و در صد چربی و افزایش FFMدر ماه دسامبر و اکتبر (اوایل فصل) مشخص شد. این تغییرات در بخش دوم فصل هم بررسی شدندو FFM   تغییر نیافت.

FM0.8تا 1.5KGو در صد چربی  1.2-+2%کمتر بود.

شاخص توده ی بدن و ورزشکاران

بسیار ی از برنامه ها ، قد و وزن ورزشکاران را به صورتBMIهمبستگی زیاد با FMو در صد چربی دارد. از بین افرادی که BMIکمی دارند، همبستگی هایی که برای چاقی وجود دارد بیشتر است و همبستگی های موجود برای تخمین ماهیچه ها و BMIدر ورزشکاران کم است. در افرادی کهBMIبالایی دارند همبستگی برای چاقی و عضلات عضو در گیر در محیط بیشتر است.

به طور کلی این داده ها نشان دهنده ی تفاوتهایی در میزانBMIو رابطه ی آن با چاقی ، عضلات و توده های بدن است و نشانگر نیاز به ارزیابی بیشتر و دقیق تر  رابطه ی BMIدر ترکیبات بدن ورزشکاران و غیر ورزشکاران می باشد.  



.: Weblog Themes By BlackSkin :.